شاید برای شما هم پیش آمده باشد


که با خود تصور کنید اگر در اقتصاد دیگری مشغول به فعالیت بودید در نهایت به یک کارآفرین موفق مانند استیو جابز (بنیانگذار شرکت اپل)، بیل گیتس (بنیانگذار شرکت مایکروسافت) و یا ریچارد برانسون (مدیر شرکت ویرجین) تبدیل می شدید. بی تردید شرایط نهادی یک اقتصاد بر عملکرد کارآفرینان در آن اقتصاد تاثیر قابل توجهی دارد و به همین خاطر است که در برخی کشورها، کارآفرینان موفق تر با ایده های درخشان تری ظهور می کنند و البته باید پذیرفت که در اقتصاد ایران نیز بستر مناسبی برای کارآفرینی مهیا نیست تا جایی که چندی پیش یکی از مقامات ایرانی گفته بود که حتی اگر بیل گیتس هم به ایران بیاید بعید است که موفقیتی کسب کند.

پوریا عطاریان

 با همه این ها، ویژگی های فردی نیز در موفقیت یک کارآفرین نقش تعیین کننده ای دارند. وبسایت اقتصادی بیزنس اینسایدر از چهار ویژگی نام برده که هر کارآفرینی برای موفقیت باید از آن ها برخوردار باشد. در واقع اگر ویژگی های زیر را در خود نمی بینید، بسیار بعید است که به کارآفرین موفقی تبدیل شوید حتی اگر کسب و کار خود را در دره سیلیکون سانفرانسیسکو راه بیاندازید:

۱ـ کنار آمدن با بی اطمینانی ها

ورود به دنیای کارآفرینی در واقع مترادف است با خروج از جهان که می شد در آن روزها را با آسودگی خاطر سپری کرد. سروکار داشتن با بی اطمینانی های بسیار در مورد آینده بخش جدایی ناپذیر کارآفرینی است. برخی ممکن است شغلی را ترجیح بدهند که ساعات کاری مشخص دارد و میزان درآمد آن نیز مشخص است، اگر شما هم جزو این دسته از افراد هستید و از خطر کردن پرهیز می کنید، بهتر است دور کارآفرین شدن را خط بکشید.

۲ـ پوست کلفت بودن

به عنوان یک کارآفرین شما باید از یک سو با مشتریانی سروکله بزنید که از کالا و خدمات شما ایرادات مختلفی می گیرند، از سوی دیگر باید کارمندانی را مدیریت کنید که از شدت کار یا کمی حقوق می نالند و اگر برای تامین سرمایه از دیگران کمک گرفته باشید باید پاسخگوی سرمایه گذارانی هم باشید که دوست دارند هرچه زودتر نتیجه کار را ببینند و دایم به شما یادآوری می کنند که اگر پول خود را در بخش دیگری سرمایه گذاری کرده بودند تا الان سود بیشتری به دست آورده بودند. به همین خاطر اگر به اندازه کافی <<پوست کلفت>> نیستید و در مواجهه با انتقادات و فشار دیگران جا می زنید و از پیگیری هدفتان منصرف می شوید، به کارآفرین موفقی تبدیل نخواهید شد.

۳ـ درک تفاوت میان چشم انداز و راهکار

چشم انداز یک کسب و کار اهدافی هستند که باید در میان مدت یا بلند مدت تحقق یابند. یک کارآفرین باید چشم اندازی را برای کسب و کارش مشخص کند و راهکارهایی را برای تحقق آن چشم انداز به کار بگیرد. راهکارها می توانند با توجه به شرایط تغییر کنند اما چشم انداز باید نسبتا ثابت بماند. برخی کارآفرینان به شدت غرق راهکارها می شوند و با پافشاری بر استفاده از یک راهکار نادرست فراموش می کنند که هدف این راهکارها رسیدن به چشم انداز بوده است.

۴ـ پذیرفتن شکست

کارنامه کارآفرینان موفق، از توماس ادیسون گرفته تا استیو جابز، مملو از شکست هایی است که اگرچه به طور موقت مسیر پیشرفت آن ها را کند کرده اما در نهایت به مانعی برای موفقیت آن ها تبدیل نشده است. افرادی که با نخستین شکست ناامید می شوند و تصمیم می گیرند که دیگر ادامه ندهند، به ندرت در میان کارآفرینانی جای می گیرند که در نهایت به موفقیت های چشمگیری دست یافته اند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.